پيام
+
زمان ما سرسره هاي آهنى و داغ. و زخم شدن پا با لبه هاش. و تهش هم پرتاب شدن رو قلوه سنگهاى پارک بود.. سرسره هاى بچه هاى الان مشقاشونم مينويسه!!
خانم دکتر
92/6/7
پناه خيال
خخخخخخخخخ.. چطو شده ياد گذشته ها افتادي؟
*عاطفه*
ههههههههههه راس ميگي والا
قتليش
من بد بخت که سرسره نديدم چي بگم ميرفتيم از بالاي کوها يک ظرف پلاستسکي ميزاشتيم زيرمون ميومديم پايين!!!!!!!! بعععععععععععععلع
پناه خيال
خخخخخخخخخخخ
خانم دکتر
ديگه نه تا اين حد : قتليش