با فعال سازي تلفن همراه، مي توانيد بدون اتصال به اينترنت و از طريق پيامک اقدام به ارسال پيام عمومي و نظر در پارسي يار نماييد.
براي ارسال پيام به پارسي يار، کافيست + در ابتداي پيامک بگذاريد و متن مورد نظر خود را وارد نماييد و به شماره 3000226060 ارسال نماييد.
براي ارسال نظر برای آخرين پيامي که با پيامک به پارسي يار فرستاه ايد، کافيست ++ در ابتداي پيامک بگذاريد و متن مورد نظر خود را وارد نماييد و به شماره 3000226060 ارسال نماييد.
در ازاي ارسال هر پيامک براي پارسي يار مبلغ 130 ريال از اعتبار کاربري شما کسر خواهد شد.
براي بارگذاري فايلهاي رسانه اي اينجا را کليک کنيد.
در بخش آدرس رسانه، کليه آدرسهاي تصويري، آدرسهاي صوتي با فرمت mp3، wav، wma، mid و آدرسهاي فيلم با فرمت mp4، wmv، 3gp، 3gpp، avi، mov، flv و آدرسهاي فلش با پسوند swf پشتيباني مي شود.
همچنين کليپهاي مربوط به سايت آپارات، با لينک مستقيم آن کليپ پشتيباني مي شود.
توجه : برچسب هاي زير در متن ارسالي شما قابل استفاده است. در حين ارسال پيام براي
هر کاربر، داده مربوط به آن کاربر جايگزين اين بر چسب ها مي شود.
*pb:BlogNic* : عنوان کاربر در پارسي يار
*pb:BlogAuthor* : نام و نام خانوادگي مدير وبلاگ
*pb:BlogTitle* : عنوان وبلاگ
*pb:BlogUrl* : آدرس کامل وبلاگ
گزينه ها:
هر گزينه بايد در يک سطر مستقل قرار گيرد. گزينه ها با کليد Enter جدا شوند.
براي هر پيام حداقل دو و حداکثر ده گزينه قابل تعيين است.
+تو تاکسي بودم هر کي پياده مي شد درو سفت مي بست رانندم هي فوش مي داد الاغ بي شعور! تا پياده شدم خيلي آروم داشتم درو مي بستم ديدم داره برُبر منو نيگا ميکنه!
من بهش گفتم :چيه خو الاغ با شعور نديدي؟؟؟
+يادش بخير چه قدر اسکل بودم.
نيم ساعت دست به سينه مي نشستم تا مبصر اسممو جز خوبها بنويسه! بعدم معلم ميومد بدون توجه به اسما تخته رو پاک ميکرد!
و چه قدر اسکل تر بودم که زنگ بعد هم دست به سينه مينشستم.!!!!
+يکي از دوستام تعريف ميکرد با رفيقش رفتن سينما وقتي نشستن و فيلم شروع شده يه لحظه نگاش به رفيقش افتاده ديده يه متر ازش بالاتره
دوست من :چرا نميشيني؟
رفيقش :نشيستم ديگه. صندليش بلنده
دوست من :عزيزم صندلي رو تا کن بشين
+يه روز تو خوابگاه دانشجويي، دوستم واسه صبحونه تخم مرغ آب پز کرده بود بخوريم.
منم پوستش رو کندم، اومدم بهش نمک بزنم نوش جان کنم
يهو داد زد :نمک نزن شور ميشه، من تو آبي که داشت پخته ميشد نمک ريختم!!
باور کنيد هنوز هنگم...
+به يه نفر ميگن :پتروس کي بود؟ ميگه :يه کودک فداکار بود که وقتي گرگ به گوسفندانش تو هلند حمله کرد پيراهنشو اتش زد و رفت زير تانک و انگشتشو کرد تو سوراخ سد بعد قطار ايستاد و خرمشهر ازاد شد.